|
وقتی امام سجاد صلوات الله علیه چندین و چند بار غلام خود را صدا زد و جوابی نشنید، برخاست و به سراغ او رفت. وی را آرمیده در سایه ای یافت و از او پرسید چرا جوابم را نمی دهی؟ غلام با بی حیایی جواب داد: چون شما آقا هستید و کریم! و من از شما نمی ترسم!
حضرت کریمانه به پاس چنین سخنی غلام را آزاد کرد. غلام هر چه التماس کرد دیگر سودی نبخشید.
امروز فرمانده اسبق سپاه انقلاب اسلامی بعد از ماه ها و هفته به ندا درآمده است و خوشدلانه سراغ رهبری نظام آمده و از ایشان طلب راهکار برای خروج از بن بست دارد. وقتی مردم کوفه از شهر خارج می شدند به قصد جنگ نرفتند گفتند می رویم و حسین را راضی می کنیم که با یزید بیعت کند و انشقاق در مسلمین ایجاد نکند. رفتند و آنچه نباید می شد، شد!
|