خوش آمديد به  پايگاه فرهنگي نداي آشنا!

     ويژه نامه ها



     آخرين مقاله ها
تعداد شاخه ها: 12 عدد
تعداد مقالات: 188 عدد 1: روايت محرم در «فتح خون»(سياره‌ی رنج)   فصل‌ نهم
[دفعات مشاهده : 246 بار]
 2: روايت محرم در «فتح خون»(غربال‌ دهر‌)   فصل‌ هشتم
[دفعات مشاهده : 240 بار]
 3: روايت محرم در «فتح خون»(‌‌فصل‌ تمييز خبيث‌ از طيب‌ (اتمام‌ حجت))   فصل‌ هفتم
[دفعات مشاهده : 238 بار]
 4: سُوَید بن عمرو  
[دفعات مشاهده : 229 بار]
 5: ابوعمرو نهشلی  
[دفعات مشاهده : 231 بار]
 6: عمربن عبدالله الجندعی  
[دفعات مشاهده : 232 بار]
 7: ضَرغامَة بن مالک تَغلِبی  
[دفعات مشاهده : 80 بار]
 8: حَجّاج بن مَسرُوق، جُعفِی مُذحَجی  
[دفعات مشاهده : 70 بار]
 9: اَنَس بن حَرثِ کاهِلِی اَسَدی  
[دفعات مشاهده : 68 بار]
 10: جَون بن حویّ مَولی اَبی‎ذر الغِفّاری  
[دفعات مشاهده : 73 بار]
 11: عابس بن ابی شبیب شاکری  
[دفعات مشاهده : 66 بار]
 12: شوذب بن عبدالله  
[دفعات مشاهده : 61 بار]
 13: عَبدُالرحمن بن عَبدالله اَرحَبی  
[دفعات مشاهده : 65 بار]
 14: حَنظَلَة بن سَعد (اسعد) شِبامی  
[دفعات مشاهده : 73 بار]
 15: بُرَیر بن خُضَیر هَمدانیّ کُوفی  
[دفعات مشاهده : 70 بار]
 16: اَسلَم (مُسلِم) بن عَمرو  
[دفعات مشاهده : 70 بار]
 17: واضِحِ تُرکی  
[دفعات مشاهده : 70 بار]
 18: نافِع بن هِلال الجَمَلی  
[دفعات مشاهده : 65 بار]
 19: عَمرو بن قُرظَه خَزرَجی انصاری کوُفی  
[دفعات مشاهده : 71 بار]
 20: زُهیر بن قین بن قَیس اَنماری بَجَلی  
[دفعات مشاهده : 62 بار]
 21: سلمان بن مضارب بن قیس انماری بجلی  
[دفعات مشاهده : 100 بار]
 22: روايت محرم در «فتح خون» (ناشئة ‌‌الليل‌)   فصل‌ ششم
[دفعات مشاهده : 68 بار]
 23: روايت محرم در «فتح خون» (كربلا)   فصل‌ پنجم
[دفعات مشاهده : 73 بار]
 24: روايت محرم در «فتح خون» (قافله‌ي عشق‌ در سفر تاريخ‌)   فصل‌ چهارم
[دفعات مشاهده : 71 بار]
 25: روايت محرم در «فتح خون» (مناظره‌ي عقل‌ و عشق)   فصل‌ سوم
[دفعات مشاهده : 77 بار]
 26: روايت محرم در «فتح خون» ( کوفیان و امام(ع))   فصل‌ دوم
[دفعات مشاهده : 70 بار]
 27: روايت محرم در «فتح خون» ( آغاز هجرت عظیم)   فصل‌ اول
[دفعات مشاهده : 61 بار]
 28: اَبوُ ثُمامَة، عَمرو الصّائِدی  
[دفعات مشاهده : 74 بار]
 29: سعید بن عبدالله حنفی  
[دفعات مشاهده : 80 بار]
 30: حُر بن یزید ریاحی تَمیمی  
[دفعات مشاهده : 81 بار]
 31: حبیب ابن مَظاهر (مُظَهَّر) اَسَدی  
[دفعات مشاهده : 71 بار]
 32: ابُو الشَّعثاء کِندی  
[دفعات مشاهده : 70 بار]
 33: وَهَب بن عبدُالله بن عُمَیر حَبّاب الکَلبی  
[دفعات مشاهده : 63 بار]
 34: عُقبَه بن صلت جهنی  
[دفعات مشاهده : 60 بار]
 35: عُبّاد بن مُهاجر بن اَبی مُهاجر جهنی  
[دفعات مشاهده : 69 بار]
 36: مُجَمِّع بن زیاد بن عَمروُ جَهنی  
[دفعات مشاهده : 74 بار]
 37: مُسلم ابن عَوسَجَه اَسَدی  
[دفعات مشاهده : 71 بار]
 38: اَبوالحُتُوف بن حارثِ انصاری عجلانی  
[دفعات مشاهده : 67 بار]
 39: سَعد بن حارث (حَرث) انصاری عجلانی  
[دفعات مشاهده : 58 بار]
 40: مُجَمِّع بن عَبداللهِ العائِذِی  
[دفعات مشاهده : 69 بار]
 41: جابر بن حارث سلمانی  
[دفعات مشاهده : 74 بار]
 42: سَعد مَولی عَمرو بن خالد اَسدی صَیداوی  
[دفعات مشاهده : 69 بار]
 43: جنادة بن حرث مذحجی مرادی کوفی  
[دفعات مشاهده : 66 بار]
 44: عَمرو بن خالدِ اَسدی صَّیداوی  
[دفعات مشاهده : 65 بار]
 45: عَبدُالرحمن بن عُروةِ بنِ حِراقِ غَفّاری  
[دفعات مشاهده : 61 بار]
 46: عبدُالله بن عُروةِ بنِ حِرّاقِ غَفّاری  
[دفعات مشاهده : 65 بار]
 47: سَیف بن حارِثِ بن سُرَیع جابِری  
[دفعات مشاهده : 66 بار]
 48: مالکِ بن عَبداللهِ بنِ سُریع  
[دفعات مشاهده : 58 بار]
 49: عبدالله بن یزید بن ثُبیط  
[دفعات مشاهده : 63 بار]
 50: ام وهب، همسر عبدالله بن عمیر  
[دفعات مشاهده : 62 بار]

     جستجو



     نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 15
نظرات : 0

     ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

     پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

     لینک دوستان

پايگاه فرهنگي نداي آشنا


تمام لينك ها


لينكستان

yasinmedia


tebyan



 خاطرات محافظ حضرت امام

خاطرات محافظين شخصيت ها هميشه جذاب و خواندني بوده است اما وقتي آن شخصيت «امام خميني(ره)» باشد اين جذابيت دو صدچندان مي شود.
حاج حسين سليماني در كتاب خاطرات خود به گوشه هايي از نحوه سلوك و زندگي امام بزرگوار مي پردازد.
اين كتاب 140 صفحه اي شامل دو فصل است. فصل نخست به چگونگي دستيابي سليماني به اين افتخار و خاطرات وي از دوران حفاظت از امام(ره) مي پردازد. در فصل دوم نيز به ماجراي بيماري حضرت امام و در نهايت رحلت ايشان پرداخته مي شود كه به واقع فصلي سوزناك و البته خواندني است.


شايد اولين انتقاد به اين كتاب كه توسط رضا شيخ محمدي تدوين شده، اسم آن باشد. از منظري مي توان گفت تا حدودي كتاب بي عنوان است. روي جلد كتاب كه فاقد طراحي زيبايي است، نوشته شده «خاطرات حاج حسين سليماني از محافظان حضرت امام» اين عبارت بلند را بيشتر مي توان توضيح كتاب دانست تا نام آن كه با انتخاب نامي كوتاه و با مسمي قابل رفع شدن بود.
اين كتاب با قيمت 1300 تومان توسط انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است. گلچيني از خاطرات اين كتاب را با هم مرور مي كنيم.
قرائت قرآن در وضعيت قرمز
يك بار به خاطر دارم كه وضعيت قرمز شد و ادوات ضدهوايي شروع كردند به شليك كردن، بنده در همان حين مي خواستم از حياط عبور كنم. مشاهده كردم يكي از خانم هايي كه به عنوان كمك كار در بيت امام بودند، بدنش مي لرزد. ظاهراً ضدهوايي ها چيزي مشاهده كرده بودند و به طور خودكار شليك مي كردند. خانم خدمتگزار گفت:
«من الان خدمت حضرت امام بودم. به ايشان گفتم: آقا! شما نترسيد! امام لبخندي به من زدند و گفتند: نه مادر! شما نترسيد. ما نمي ترسيم!»
امام اصلا بيمي به خود راه نمي دادند. با آنكه صداي ضدهوايي ها مهيب بود و در جايي هم كه ما بوديم، به لحاظ اينكه جماران در دل كوه واقع شده بود، صدا چند برابر مي شد. خانم خدمتگزار افزود:
«آقا همين طور نشسته بود و با خيال راحت قرآن مي خواند».
مطالعه همه جا
دو دكتر دندانپزشك نزد امام آمدند. امام در همان حال كه روي صندلي مخصوص و زيردست دندانپزشكان بودند، همراه خودشان چند مجله و بولتن و روزنامه آورده بودند تا در خلال دقايق متمادي كه پزشك مشغول قالب گيري دندان ايشان هستند، اگر فرصتي دست داد، مطالعه كنند. و اين كار را انجام دادند و شايد در آن مدت چند ساعت، كه لازم بود حضرت امام جهت ترميم دندان هايشان در آنجا باشند، بيشتر وقت شان همان طور كه روي صندلي مخصوص دندانپزشكي نشسته بود به مطالعه گذشت.
اشك امام
در خصوص پخش برنامه «روايت فتح» هم بنده خودم بارها و بارها قسمت هاي مختلف اين برنامه را ديدم. چند بار هم كه خدمت امام رسيدم، ديدم ايشان هم نشسته اند و مشغول تماشاي اين برنامه هستند. يك بار هم ديدم كه در حين پخش اين برنامه اشكشان هم جاري است. در مواقعي هم كه در اتاق امام نبوديم و در اتاق مجاور بوديم، از صداي تلويزيون اتاق امام حس مي كرديم كه برنامه «روايت فتح» را نگاه مي كنند. شايد دايماً اين برنامه را مي ديدند.
نماز حداقلي و حداكثري
خصوصيت نماز جماعت ايشان اين بود كه خيلي خلاصه نماز مي خواندند و طول نمي دادند. در ركوع و سجود و قنوت، به حداقل بسنده مي كردند اما وقتي خودشان به تنهايي مشغول نماز بودند، و بنده چندين بار شاهد اين نمازهاي انفرادي ايشان بودم، مي ديدم كه با متانت و به آهستگي عمل مي كنند و وقت زيادي را براي آن صرف مي كنند و تمام مستحبات مربوط به اقامه نماز را به جا مي آوردند.
نمي گفت آب بياوريد!
احمد آقا مي گفت:«موردي را نديدم كه حضرت امام به خانم شان بگويند كه براي مثال يك ليوان آب به من بدهيد يا چاي بياوريد يا سفره را بيندازيد! بلكه هر احتياجي كه داشتند، خودشان بلند مي شدند و اقدام مي كردند. البته اگر بنده يا والده زودتر از تصميم امام مطلع مي شديم، برمي خاستيم و حاجت شان را برآورده مي كرديم؛ ولي خود ايشان ابتدا زبان به درخواست نمي گشودند. حتي حضرت امام از خانمي كه به عنوان خادمه در منزلشان كار مي كرد، چيزي را طلب نمي كردند».
عنايت ويژه
در زمان ملاقات هاي بزرگ در حسينيه جماران كه شخصيت هاي طراز اول هم حضور مي يافتند و شلوغ مي شد، امام سفارش كرده بودند كه آقاي خامنه اي را از مكان مخصوصي وارد كنند. لذا آقاي خامنه اي با ماشين تا نزديك ترين جاي ممكن مي آمدند و بعد پياده مي شدند و از داخل بيت امام و حياط اندروني عبور مي كردند و در جلسه ملاقات حضور مي يافتند. به جز ايشان هيچ يك از شخصيت ها اجازه نداشت كه از داخل بيت عبور كند.
بوسه بر دست پزشك امام
در ماه رمضان سال 64 يا 65 بود كه امام وقتي قبل از ظهر براي مسواك زدن مي روند، سرشان گيج مي خورد و به زمين مي افتند!
زنگي را كه براي اين منظور تعبيه شده بود، مي فشارند. دكتر پورمقدس كه نوبت كشيكش بوده با همان لباس استراحتش بالاي سر امام مي رود و مي بيند كه ايشان روي زمين افتاده است. تنفس سينه به سينه و دهان به دهان مي دهند و بعد هم كپسول اكسيژن مي آورند، بعد امام را با برانكارد به بيمارستان بردند و حدود يك ماه ايشان در آنجا بستري بودند كه البته كسي از اين ماجرا مطلع نشد.
وقتي امام بستري بودند، آقاي خامنه اي به ديدنشان آمدند و بنده هم حضور داشتم. در آنجا حاج احمدآقا قضيه را توضيح دادند و گفتند كه اين آقاي دكتر پورمقدس آقا را نجات دادند. در همان موقع، آقاي خامنه اي برخاستند و به سمت دكتر رفتند. خم شدند و به زور، دست پزشك را بوسيدند.

منبع : رجانيوز


کلمات کليدي :




مرتبط با موضوع :

 خمینی خدا نیست، خمینی نور خداست  [چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389]
 ناگفته هايي از امام خميني به روايت دكتر دينا  [چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389]
 گفت‌وگويي با خلبان حامل پيكر امام(ره)  [چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389]
 نواده روح الله؛ سيد حسن نصرالله  [چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : lef92hoq
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     اشتراک گذاري مطلب


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب






كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به موسسه نداي آشنا مي باشد.
مسئوليت كليه مطالب با ارسال كننده آن خواهد بود.
نقل مطالب با ذكر منبع بلامانع مي باشد.






نصب توسط گروه فني و نگهداري فضا در كارسازهاي (Server) قدرتمند گروه شبكه نور
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.58 ثانیه